تبلیغات
اخبار و مسائل مهاجرین
ADS
نویسنده : hamid پنجشنبه 17 مرداد 1392, ساعت 21 و 49 دقیقه و 50 ثانیه


بامیان , قلب هزارستان یکی از کهن ترین و تاریخی ترین سرزمین های  افغانستان است . هرچه از این سرزمین بگوییم کم کفته ایم اما در این پست سعی شده تا اطلاعات جامع و مفیدی برای شما عزیزان ارائه شود تا با یکی از دیدنی ترین سرزمین های دنیا بیشتر آشنا شوید . امیدوارم مقبول همگی واقع شود . برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید .




اطلاعات کلی و موقعیت جغرافیایی

ولایت بامیان معروف به هزارستان از ولایات مرکزی افغانستان میباشد و با ولایات وردک , دایکندی , غور ,سرپل , سمنگان , بغلان و پروان هم مرز است . مساحت تقریبی آن ۱۸۰۰۰ کیلومتر مربع می باشد و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۵۰۰ متر است. این سرزمین جزء مرتفع ترین نواحی مرکز افغانستان محسوب می‌شود. ولایت بامیان در ۱۹۰ کیلومتری شمال غرب کابل و در دامنه شمالی سلسله جبال (بابا) قرار دارد. ولایت بامیان دارای هفت ولسوالی (شهرستان) به نام های یکاولنگ، سیغان، کامرد، شیبر، مرکزی، پنجاب و ورس می باشد. این ولایت در میان دامنه های مرکزی دو سلسله جبال بزرگ یعنی هندوکش و بابا که بین خطوط ۶۷ درجه و ۲۹ دقیقه و۴۱ ثانیه طول شرقی و ۳۴ درجه و ۳۳ دقیقه و ۲۲ثانیه عرض شمالی قرار دارد، واقع شده است. بامیان یکی از شهرهای کهن و تاریخی افغانستان محسوب می‌گردد. بامیان درسال ۲۰۰۳ از طرف یونسکو بعنوان ساحه میراث فرهنگی جهان اعلان گردید , وجود پیکره‌های تخریب شده بامیان (توسط طالبان در سال ۲۰۰۰ میلادی تخریب شد)، شهر غلغله، شهر ضحاک و بند امیر این شهر‌ها به یکی از مراکز مهم توریستی افغانستان تبدیل نموده بود.همچنین وجود صدها اثر باستانی و تاریخی بویژه (جای خالی) دو مجسمه غول پیکر (سلسال) با ۵۳ متر ارتفاع و (شهمامه) با ارتفاع ۳۵ متر و با قدمت ۲۸۰۰ ساله توجه هزاران توریست و جهان گرد را به خود جلب می نماید واز اقصی نقاط جهان سیاحان را به سوی این دیار رهنمون می شود.ولایت بامیان یکی از نقاط تاریخی و کهن و همچنین دارای مناظر و طبیعت زیبا است. عنوان« تنها پارک ملّی افغانستان» بیان گر اهمیّت و استراتژی جغرافیایی منطقه بند امیر می‌باشد.که بند امیر در ۷۵ کیلومتری شمال غرب ولایت بامیان و در ۳۴ کیلومتری و لسوالی یکاولنگ قرار دارد. ساحه پارک ملی بند امیر ۷۵۰۰۰ هکتار زمین را شامل می شود. ارتفاع ناحیه مذکور از سطح دریا ۲۹۰۹ متر است. که در طول البلد ۲۲-۱۱-۶۷ شرقی و عرضی البلد ۱۹-۴۹-۳۴ شمالی و در میان سلسله جبال هندوکش و بابا قرار دارد

 

نفوس و اقوام

درباره جمعیت بامیان احصائیه های مختلف ارائه شده است که طبق احصایه صحت عامه، درطول کمپاین واکسن زنی سال ۲۰۰۸ به تعداد ۶۵۰٫۰۰۰ نفر ثبت نام کردند طبق آمار دفتر احصائیه مرکزی درسال ۲۰۰۷ جمعیت کل بامیان۳۷۸٫۳۰۰ نفر برآورد شده است وطبق آماروزارت انکشاف دهات از طریق پروگرام همبستگی ملی این رقم را حدود ۶۵۰٫۶۰۰ نفر تخمین زده است. باشندگان این ولایت را هزاره،تاجیک قزلباش و برخی اقوام دیگرافغانستان تشکیل می دهند. از این تعداد نفوس حدود ۸۵% اهل تشییع و بقیه آن را اهل تسنن و دیگر اقلیت های مذهبی تشکیل می دهد.

 

اوضاع جوی و فصول سال

بامیان دارای آب وهوای نا ملایم، سرد وخشک بوده، تابستان دارای ۲۹ درجه سانتیگراد بالای صفر و زمستان آن سرد وپربرف که درجه حرارت به ۲۶ درجه زیرصفرمی رسد، این وضعیت در برخی مناطق این ولایت درطول چهارفصل نیزنا پایداربوده که حتی درتابستان کوه های بابا پر از برف میباشد.

 

پیشه ها و حرفه های معروف

اکثرمردم بامیان زراعت و مالدار پیشه بوده که طبق آمار ریاست زراعت این ولایت، ۸۶ فیصد درآمد مردم متکی بر زراعت ومالداری میباشد حرفه های مردم عبارتند ازقالین بافی، ماشیو، نمد، برک و شالبافی، گلگ دوزی و از این قبیل اند.

 

معادن و ذخایر زیرزمینی

بامیان یکی ازولایات سرشارازمعادن آهن،ذغال سنگ، گج، سنگ مرمر وسنگ های قیمتی درکشوراست. استخراج این معادن می تواند اقتصاد محلی وملی را دیگرگون کند وزمینه اشتغال را برای مردم فراهم کند. که یکی ازمشهورترین معادن این ولایت، معدن آهن حاجی گک”آجه گگ” را می توان نام برد.

 

پیداوار

بامیان یکی ازبزرگترین تولید کننده گان کچالو درسطح کشورمیباشد که سالانه هزاران تن کچالوبه سراسرکشوروخارج صادرمی کند. طبق گزارش وزارت زراعت کشور، بامیان قراراست به مرکزتولید تخم کچالو تبدیل گردد. ازدیگرمحصولات زراعتی این ولایت میتوان ازگندم، جو، عدس، بادنجان رومی،پیاز یاد آوری نمود.ازمیوه های مشهورآن می توان سیب یکه ولنگ، زرد آلو وچپه نمک سیغان وکهمرد، وهمچنین ازمحصولات حیوانی قروت بامیان را نام برد.خوراکی ها و پختنی ها ی مشهور، : حلوای سرخ یا حلوای سمنک، حلوای سفید، آشک، قروتی وشیربرنج غذا های مشهورمحلی بامیان میباشند که اکثرأدرفصل بهارسال خانواده ها این غذا ها را به طورهوسانه می پزند . پیداوار صنعتی و از جمله مشهور ترین آنها صنایع دستی وپیداوار صنعتی بامیان عبارتنداز: نمد وبرک ورسی، گلیم، ماشیو، قالین. ازصنایع دستی دیگرکلا های گراف دوزی، خامک دوزی است.درولایت بامیان اکثرمردم با پرورش دادن گاو شیری، گوسفند،وبز،قسمتی از مخارج زندگی خود را تأمین می کنند وبامیان یکی ازولایات خوب برای دام پروری میباشد. بامیان منطقه ای است که در آن حیات وحش به کثرت و با تنوع جریان دارد. حیوانات وحشی مشهورکه دربامیان وجود دارند عبارتند از:آهوی خالدار،پلنگ قطبی، گرگ، پیشک کوهی، شغال،اسفنج آبی که فقط دربندامیراست و اسپ آبی که دربند امیردیده شده. به گزارش مقامات محلی محیط زیستی و ریاست زراعت بامیان، بعد ازمنع شکارحیوانات وحشی که از چند سال به اینطرف توسط دولت تعمیل شده است، روزبه روزبه تعداد و نوعیت حیوانات وحشی افزایش بعمل آمده است. پرنده های مشهوری که درکوه های بامیان حیات به سرمی برند کبک زری،”کبک دری” باشه، گنجشک … و “باز” که ودرساحات دشت خم که درمسیربند امیر، یکه ولنگ قراردارد وجود دارند.

.

بامیان در گذر تاریخ

در اوستا و همچنان در بندهشن در زبان پهلوی بنام بامیگان ( به معنای روشن و درخشان ) از آن یاد شده است . درسده اول میلادی برای نخستین بار درتاریخ”یانج هو” تاریخ نگار چینی، نام بامیان را بصورت “هانج” ویا “هان” بکار برده است وسپس زائر چینی هیوان تسانگ که از آنجا گذر میکرده (سالهای ۶۰۰ قبل از میلاد ) برای اولین بار موقعیت وتاریخ بامیان را ثبت کرده است.او از بتهای بامیان چنین یاد می‌کند که اشعهٔ زرین از آن می‌تابد و احجار قیمتی و زیور آلاتش چشم را خیره می‌سازد. وپس ازوی درادبیات ومآخذ چین، بامیان با نام”فانگ یانگ”ویا”فان یان” خوانده شده است که این نام نزدیک به تلفظ امروزی “بام یان” یا “بامیان” است. مجسمه های بامیان از یادگاری های دینی دوره کانیشکا از امپراطوران کوشانی در سده اول میلادی میباشد که آیین بودا را تا نواحی شمالی هندوکش گسترش دادند، بامیان که برسر راه ابریشم قرار داشت، به تدریج به مرکز تجاری- مذهبی مهمی بدل شد. چنانکه هیوان تسانگ، راهب بودایی چینی که دراوایل سده۷میلادی از بامیان دیدن کرده است، درگزارشهای خود از دهها معبد بودایی که درآنها هزاران راهب به عبادت مشغول بودند، یاد میکند. موقعیت بامیان وثروتی که از راه نذرات زوار وبازرگانانی که ازآنجا عبورمی کردند، به دست می آورد، موجب شد که به یکی از بزرگترین مراکز آیین بودا تبدیل گردد وآثاری بدیع از هنر بودایی درآنجا پدید آید که شگفتی هربیننده ای را برمی انگیزد. از مهمترین این آثار دو مجسمه عظیم بودا یکی به ارتفاع ۵۳ متر ودیگری به بلندی ۳۵ متر بود که ازشاهکار های هنری عصر کوشانیان به شمارمی رفت، هیوان تسانگ همچنین ازمجسمه عظیمی دربامیان که بودا را درحالت خوابیده به پهلو نشان می داده، یاد می کند که امروزه اثری ازآن دیده نمی شود. یا تا خال کشف نشده است. در قرن هفتم هجری بر اثر حملهٔ مغول بامیان با خاک یکسان می‌گردد. جوینی می‌گوید : و به بامیان رسیدند ارباب آن از باب مخاصمت و مقاومت در می‌آمدند… ناگاه از شست قضا که نای کلی آن قوم بود تیر چرخی که مهلت نداد از شهر بیرون آمد به یک پسر جغتای رسید که محبوبترین احفاد چنگیز خان بود.با مرگ آن پسر چنگیر فرمان داد تا هر جانور که باشد از بنی آدم تاانواع بهایم بکشند و کشتند و حتی بچه در شکم مادر نگذاشتند و بامیان را «موبلغ» (یعنی شهر بد) نام نهادند.

با هجوم جهانگردان از اواخر دهه ۱۳۶۰ م زمینه های تجدید رونق این شهر فراهم گردید وبرخی تأسیسات شهری درآن ساخته شد، لیکن پس از تحولات سیاسی افغانستان به دنبال کودتای سال۱۳۵۷ش/۱۹۷۸م وآغازجنگهای داخلی، این شهر مانند سایر شهر های افغانستان دستخوش ویرانی گردید. درهمین اواخربسیاری ازآثارگرانبهای تاریخی آن مانند، دوپیکره بزرگ بودا که پیشتر ازآن یاد شد به دست طالبان ویران شد که موجب اعتراض جهانیان وسازمانهای بین المللی فرهنگی گردید.

 

ولسوالی ورس

ولسوالی ورس در منتهی الیه جنوب غربی شهر قرار دارد و آب و هوای آن سرد و خشک است و دارای جمعیتی بالغ بر ۱۸۰ هزار نفر می باشد بیشتر ساکنان این ولسوالی به پیشه زراعت اشتغال دارند زراعت در این منطقه یک فصل است و فصل کار و تلاش زارعان شش ماه اول سال است. ورس دارای دهکده‌های متعدد است در مجموع ورس از چهار منطقه تشکیل شده‌است که عبارت است از منطقه سفید غو(آب)، سرخجوی، چجین و تخت و سراب. که هر یک از این مناطق دارای قریه جات متعددی است به عنوان مثال منطقه سفیدغو از قریه جات: جیجان علیاو سفلی، سر پل، استراب، نسپتان، نیقول، وار زاغ، پایین آب، قولک، کبتگ، کنگ، ایگ، کسک، دیوان، جرگ، سر سنگ، وارزنگ، پچندور، لیگان، توسور، وازدرغان، لوره، کته خاک، للج، رزگ، پتابقول، کندوگ، سیاه قول و…هستند سفید غو را از آن سبب سفید غو گفته‌اند که دریایی که از پنجاب در اوقات آبخیزی به این منطقه می‌آید دارای رنگ خاکی یا گل آلود است اما آبی که از دره سفید غو می‌گذرد دارای رنگ سفید(بیرنگ رنگ عادی آب) است. تخت ورس، سفیدغاو، {شیوقل}، ایگ، رزگ، ، تنگ زردگ، سنب الاق، قوناق، جوقول، سرو، کوسه، بریکی، لیگان، تینل، قفقول، پتابجوی و تگابغار از مناطق معروف ورس است. دریایی که از پنجاب به این ولسوالی می‌آید در منطقه دوآّب بین رزگ و ایگ به آب سفید غو می‌پیوندد ودر ادامه در نزدیکی قریه دیوان به دریای هلمند که از ولسوالی بهسود ولایت میدان جریان دارد می‌پیوندد و مسیر خود را طی می‌نماید.

 

ولسوالی پنجاب

یکی از پنجاب مرکز منطقه دایزنگی قدیم است، اما بر اساس تقسیمات اداری سال ۱۳۴۳ جزئی از ولایت بامیان شد. مرکز این ولسوالی هم پنجاب نام دارد. شاهراههای کابل-هرات از طریق هزاره جات و بلخ-قندهار از طریق بامیان و دایکندی از پنجاب عبور می کنند.

 

ولسوالی یکاولنگ

در اصل یکی از بزرگترین و قدیمی ترین نواحی تاریخی و ولسوالی های ولایت بامیان می‌باشد با توجه به تاریخ و یافته های تاریخی موجود می توان این منطقه و در کل ولایت بامیان را از کهنترین مراکز تمدنی دانست نژاد ساکن این منطقه زرد می باشدو هزاره نامیده می شوند و در منتها الیه غربی مناطق سکونت این نژاد قرار دارد مردمی سختکوش و متمدن و آرام روان هستند و با همه شدایدی که در عصر نزدیکتر به قرن ما به آنها رفته است توانسته اند تا حدود بسیار ی هویت تاریخی و نژآدی خود را حفظ کنندوهوای بسیار سردوکوهستانی دارد. بعد از ولسوالی بامیان که مرکز ولایت بامیان می‌باشدپر جمعیت ترین ولسوالی بامیان می‌باشد. در یکاولنگ دریاچه‌ای طبیعی وجود دارد که به بند امیر”(منظور امام اول شیعیان است)”که یکی از جاذبه‌های معروف گردشگری در افغانستان می‌باشد..

 

ولسوالی بامیان

بامیان از مناطق کهن و تاریخی است و به قلب هزارستان معروف می‌باشد. آثار تاریخی آن در جهان مشهور می‌باشد از جمله دو تندیس یزرگ بودا را میتوان نام برد.

 

ولسوالی کامرد

آب منطقه کهمرد از درهٔ آجر سرچشمه می‌گیرد و در محل روستای دوآب میخ زرین، به رودخانه بامیان پیوسته و سپس مسیر دره می‌ریزد اکثر مردم کامرد تاجیک میباشند. از روستاهای مهم آن می‌توان به آجر، بنق، روی سنگ، دودَری، پایان باغ، مَدَر، دُرو، دوشاخ، باجگاه، انداب، دشت سفید، کِلیچ، دوآب میخ زرین،اشاره کرد.

 

بامیان درمسیرجاده ابریشم:

قدیمی ترین راه انتقال کالا بین شرق وغرب راهی بود که به نام “جاده ابریشم” یاد می شد. این جاده ازشهر”لویانگ” چین درجنوب رودخانه هوانگ هو شروع شده، بعد از عبور ازچندین شهر مهم دیگر ازطریق آسیایی میانه، خراسان، ایران وآسیای صغیر(ترکیه فعلی) به اروپا وصل می شد. ودرطول مسیر خویش ازمنازل وشهر های معروفی چون: چانکای، لانگ چئو یومن کوان، به توان هوانگ می رسید. ازآنجا را ه به دوشاخه شمالی وجنوبی حوزه تاریم تقسیم شده، سپس درکاشغر به هم می پیوست. وبعد از طی منازلی چون: هامی، تورفان، قراشهر، کوچا، آق سومه به دره قزل سو که محل مهم داد وستد کالاها بود، فرود می آمد وبا عبور ازسرحد غربی چین نخستین منزل یوزگند وبعد ازآن “اوش”Osh” بود که این دو موضع خود نیز ازکانونهای مهم تولید ابریشم به شمار می رفتند واز آنجا پس ازطی منازلی وارد حوزه فرغانه می شد. منازل بعدی عبارت بودند از: کرک، زامین، سمرقند وبخارا. ازبخارا به بیکند جیحون(آمویه) عبور نموده وارد بلخ می شد. بامیان مسیری بود درسر سه راهی بین ایران، هند وچین وآسیای میانه. یعنی شاخه مهمی از جاده ابریشم از طریق بامیان، کابل وکوتل خیبر به پشاورد و لاهور وصل می شد وکالا های ساخت هند ازین طریق به سایرنقاط جهان می رسید. روزانه دهها کاروان از شرق وغرب وشمال وجنوب وارد بامیان می شدند ویا ازآن خارج می گردیدند وروزگار پر رونقی بود.

ضرورت احیا مجدد جاده ابریشم:

به دلیل موقعیت جغرافیایی بامیان که درتقاطع چهارراهی بین کابل وهرا ت ومزارشریف وغزنی قراردارد.، می تواند درحمل ونقل کالا ومسافران نقش قدیم خویش را دوباره بازیابد. به خصوص مسیر بین کابل وهرات از طریق کوتل هونی، دره سیاه سنگ، بامیان، یکه ولنگ، سرجنگل، چیغچران وهرات قریب ۲۵۰ کیلو متر کوتاه تر از مسیر فعلی بین هرات، قندهار وکابل خواهد بود.

 

شهر غلغله

شهر غلغله طوری که تاریخ حکایت می‌کند به گمان غالب بعد از به میان آمدن سلطنت شنسبانیه غوری به دست سلطان علاءالدین جهان سوز و در زمان سلطنت نخستین امیر شنسبانی ملک فخر الدین برادر افخم جهان سوز به میان آمده‌است. باشندگان این شهر در بین قرن شش و اوایل قرن هفت هجری در سموچ و آبادی‌های مستحکمی که اباره‌ها برجهایی که از خشت خام و پخته و سنگ اعمار شده بود زندگانی می‌کردند بعد از این که علاءالدین محمد خوارزم شاه بین سال‌های ۶۰۷و ۶۱۱ هجری اردوی غوری وغزنوی را در هم شکست پسرش جلاالدین در شهر غلغله مرکزیتی قایم کرد و برای مدتی با شهرت جلال تام حکم روایی نمود شکوه وقدرت آن رقیبان اش را بران داشت تا بر شکست و کوبیدن او از هیچ گونه تدابیر واقدامی دریغ نکنند زمان قدرت این حکم روای فاتح بود که هجوم وحشت ناک چنگیز از صفحات شمال بر جنوب هندوکش سرایت کرد. چنگیز از راه دره شکاری وارد این سرزمین شده در شهر ضحاک که آثار خرابه‌های آن را در هفده کیلومتری قبل از بامیان در نقطه نقاط آب‌های بامیان و کالود در نقاط مرتقع کوه سرخ قرار دارد. و جنگ میان مهاجمین چنگیز و امپراتور شهر در گرفت درین زدو خورد موتی جن پسر جغته نواسه چنگیز به قتل رسید از دیدن این منظره خشم چنگیز به جوش آمده سوگند یاد کرد که آن قدر قتل و قتال درین شهر بنماید که حتی برای انسان وحیوان امان زندگانی ندهد شهر غلغله بعد از مقاومت بسیار شدید در سال ۶۱۸ ه ق مطابق ۱۳۲۲ مسیحی به خاک یکسان شده فاتح مغل آن طوری که تصمیم گرفته بود شهر را آتش زد و مردم در میان شعله‌های آتش جان دادند وگروهی که از شعله‌های بی رحم آتش نجات یافتند از دم تیغ خلاصی نیافتند و بالاخره حصار آزادگان و کانون علم و فضل پادشاهان علم دوتس ادب پرور شنسب‌های غوری خوارزمشاهی را شهر مغضوب لقب دادند. به طرف جنوب شرق خرابه‌های بالا حصار شهر غلغله در داخل دهکده سید آباد بدنه قلعه مستطیل شکل با دیوارهای بلند موجود است که در نزد اهالی به قلعه دختر معروف می‌باشد داستانهای محلی این قلعه را مربوط به دختر جلاالدین منکبرنی پادشاه خوارزمشاهی می‌دانند چنگیز حصار محکم شهر غلغله را گرفت نمی‌توانست و مدتی لشکر مغلی در اطراف حصار سر گردان ماندند وحیران بودند که به چه ترتیب و وسیله حصار را بگشایند و به مجادله جهت اشغال بپردازند تا این که بالاخره این دختر ناز پرور خیانت کرده و نامه برای مهاجمین نوشت و نامه را با پیکان تیر در صف مهاجمین انداخت و به آن‌ها فهماند که فتح این قلعه مشکل است تازمانی که سر چشمه آبی را که در داخل حصار می‌آید و مدافعین شهر از آن استفاده و رفع تشنگی می‌کند بسته نشود فتح نصیب مهاجمین مغلی نخواهد بود لذا سر چشمه‌ای را که در دره کالو است با نمد تخته سنگ‌های نمک مدود شود و سپاه مغل به این دستور سر چشمه آب را بستند و بدین ترتیب راه فتح قلعه را یافتند وآن را گشودند و اما در مقابل دختر ناعاقبت اندیش نیز فعل زود ثمره این همکاری خود را با اردوی دشمن چشید و توسط سپاه مغل به وضع فلاکت باری کشته شد.

‌ سعدی شیرازی در بوستان، حکایتی را از بامیان به این ترتیب نقل می‌کند :

سالی از بلخ بامیانم سفر بود و راه از حرامیان پر خطر، جوانی بدرقه همراه من شد سپر باز چرخ انداز سلحشور بیش زور که بده مرد توانا کمان او زه کردندی و زور آوران روی زمین پشت او بر زمین نیاوردندی ولیکن چنانکه دانی متنعم بود و سایه پرورده نه جهان دیده و سفر کرده. رعد کوس دلاوران به گوشش نرسیده و برق شمشیر سواران ندیده. اتفاقاً من و این جوان هر دو در پی هم دوان هر آن دیوار قدیمش که پیش آمدی به قوّت بازو بیفکندی و هر درخت عظیم که دیدی به زور سرپنجه بر کندی و تفاخر کنان گفتی

پیل کو تا کتف و بازوی گردان بیند

شیر کو تا کف و سر پنجه مردان بیند

ما درین حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر کلوخ کوبی جوان را گفتم چه پایی؟

بیار آنچه داری ز مردی و زور که دشمن به پای خود آمد به گور

تیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و لرزه بر استخوان

نه هر که موی شکافد به تیر جوشن خای

به روز حمله جنگ آوران به دارد پای

چاره جز آن ندیدم که رخت و سلاح و جامه‌ها رها کردیم و جان به سلامت بیاوردیم.

بکارهای گران مرد کار دیده فرست

که شیر شرزه در آرد به زیر خمّ کمند

جوان اگر چه قوی یال و پیلتن باشد

به جنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند

نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است

چنانکه مساله شرع پیش دانشمند

 

این شعر هم درباره بامیان است که هم زیباست هم طرفداران بسیاری دارد:

یک جهان اعجاز دارد بامیان

سینه پر راز دارد بامیان

گنج ها در قلب این ویرانه هاست

سنگ سنگش راوی افسانه هاست

بامیان گهواره زیبای شرق

نقطه وصل تمدن های شرق

در تمدن پیشتاز هند و چین

جاده ابریشم خاور زمین

از تمدن دیده صدها قافله

شهر تاریخ است شهر غلغله

دره آهنگران خوش منظر است

یادگار کاوه آهنگر است

کوه بابا مظهر آزادیش

شیر پرور دره فولادیش

خطه دلکش دیار کم نظیر

معجز مولا علی بند امیر

شهر غازی های بی باک است این

شهر کاوه شهر ضحاک است این

اژدهایش بانک زد بیدار شد

عظمت پارینه اش تکرار شد

کای جدا افتاده گان یکجا شوید

نهرهای منفرد دریا شوید

شوکت امروز،فردا هم از اوست

رونق زردشت و بودا هم از اوست


دسته بندی : افغانستان شناسی ,
برچسب ها : بامیان , ولایت بامیان افغانستان ,



» این وبلاگ دیگر به روز نخواهد شد ( سه شنبه 5 فروردین 1393 )
» آیا استاد مرتضی مطهری اصلیتی افغانستانی دارد ؟ ( پنجشنبه 8 اسفند 1392 )
» رسایی: کرزای بهتر «سبد کالا» توزیع می کرد ( چهارشنبه 16 بهمن 1392 )
» به امید شادی همیشگی کودکان افغانستان ( شنبه 12 بهمن 1392 )
» نتیجه آخرین نظرسنجی وبلاگ ( یکشنبه 6 بهمن 1392 )
» طرح تمدید روادید اتباع افغانی (خانواری ) دارای گذرنامه آغاز شد ( دوشنبه 2 دی 1392 )
» 16 آذرماه روز دانشجو در ایران ( جمعه 15 آذر 1392 )
» مسابقه عکاسی نگاه پناهندگان ( پنجشنبه 14 آذر 1392 )
» دیدبان حقوق بشر: حقوق پناهندگان افغان در ایران نقض می‌شود ( پنجشنبه 30 آبان 1392 )
» انصراف 100 نفر از دانشجویان افغانستانی دانشگاه امام خمینی (ره)/رئیس دانشگاه:سیر انصراف‌ها طبیعی است! ( دوشنبه 6 آبان 1392 )
» اقامت پناهندگان افغانستانی در ایران ( جمعه 3 آبان 1392 )
» دفاتر کفالت , مزایا و مشکلات ( جمعه 3 آبان 1392 )
» مردم ایران و مهاجرین افغانستانی ( جمعه 3 آبان 1392 )
» انجام مراحل ویزای دانشجویان دختر در کیش ( پنجشنبه 18 مهر 1392 )
» خبرگزاری الف:مرثیه‌ای برای رفتار ما ایرانیان ( پنجشنبه 4 مهر 1392 )
» تاسف برای خودمان یا برای اهالی فیروز آباد ؟ ( دوشنبه 18 شهریور 1392 )
» تحقیر شدن به چه قیمتی ؟ ( شنبه 9 شهریور 1392 )
» پناهجویان افغان در سوریه: حتی نمی‌توانیم فرار کنیم ( جمعه 8 شهریور 1392 )
» مس عینک,بزرگترین پروژه اقتصادی افغانستان ( جمعه 8 شهریور 1392 )
» زراعت موتور محرکه اقتصاد افغانستان ( جمعه 8 شهریور 1392 )
موضوعات

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :